سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
از کجا آغاز کنیم ؟ - مقاومت
اگر بر دشمنت دست یافتى بخشیدن او را سپاس دست یافتن بر وى ساز . [نهج البلاغه]
 

شنبه 10 بهمن 88 , ساعت 10:19 عصر

از کجا آغاز کنيم ؟

 

 

در ميزگرد «فلسطين در انديشه امام خميني » که در بهمن ماه 1369 ، در هتل استقلال تهران تشکيل گرديد ، شخصيت هايي چون علامه سيد محمد حسين فضل الله ، راشد الغنوشي ، شيخ عبدالعزي عوده ، احمد جبرئيل شرکت داشتند ... در اينجا ترجمه سخنراني استاد راشد الغنوشي را مي آوريم .

 

فلسطين ، بخش جدانشدني از ميهن بزرگ اسلامي است که يهوديان هرگز نمي توانستند آن را از امتمان جدا کنند مگر پس از آنکه صحنه جهاني را براي اين جرثومه خبيث آماده ساختند . پيدايش اين ميکروب امري اتفاقي و روندي تصادفي نبود ، بلکه حاصل برنامه ريزي عظيم فکري ، فرهنگي ، استراتژيکي و اقتصادي بود که زمينه را براي «کاشت» اين ميکروب در جهان اسلام فراهم کرد . رهايي قلب از اين ميکروب به زدايش آن از بدن بسته است . آزادسازي فلسطين يعني آزادسازي جهان و آزادسازي امت و رهانيدن جهانيان از يوغ تباهي و استبداد و گردن کشي است . در قرآن کريم جز به بني اسرائيل که در زمان نزول کتاب الهي ، اقليتي بيش نبودند ، به هيچ قوم ديگري اين چنين توجه نشده است . نه روميان ، نه ايرانيان و نه ملتهاي ديگر که در آن روزگار همچون بني اسرائيل حضور داشتند ، اين سان در قرآن کريم مورد اهتمام و توجه قرار نگرفتند . چه خداي متعال از خطر اين قوم بر آينده بشريت و اسلام آگاه بود . مسئله يهوديت آنچنان که در قرآن کريم بدان پرداخته شده در هيچ کتابي مورد بسط و اهتمام واقع نشده است و روي همين اصل ، شگفت نيست که تجدد خواهان بزرگي که خداوند در اين امت فرستاده است ، چون شيخ حسن البنا ، مولانا مودودي و امام راحل آيت الله خميني به اين مسئله بپردازند . توجه آنان به اين مسئله حاصل آگاهي و درکشان از کتاب الهي و مسئله تضاد و کشمکش جهاني بود . تا جائيکه پژوهشگر درانديشه امام در مي يابد که توجه خاص امام به مسئله فلسطين جداي از ساير مسائل اسلامي  جهاني و مسائل منطقه اي در ايران نبوده است . و به همين علت هنگامي که وي از شاه سخن مي گويد ، رشته سخن را به اسرائيل پيوند مي دهد و آنگاه که از فساد  اقتصادي بحثي به ميان مي آورد آن را به ترفند هاي يهود و نظام اقتصادي جهاني ارتباط مي دهد و زماني که از فساد  اخلاق در ايران انتقاد مي کند آن را ناشي از شيوه هاي غير اخلاقي يهوديان در جهان مي  داند .

در واقع ما با بحران اقتصادي بزرگي روبرو هستيم . يهويان روز به روز قوي تر و امت اسلامي روز به روز ضعيف تر  مي شود  و من در تاريخ نديده ام که يهوديان در مرحله اي از مراحل تاريخ خود به توان و قدرتي که امروزه بدان دست يافته اند ، رسيده باشند ، تا آن جا که امروزه ناوگان ها و تبليغات جهاني و اقتصاد دنيا را به حرکت در مي آورند و به تعبير قرآن «وجعلناکم اکثر نفيرا» واقعا امروز ملتي نيست که از چنان قدرت بسيج برخوردار باشد ، که اگر به سمتي روي آورد ، بتواند تمامي جهان را به دنبال خود بکشاند آن چنان که بني اسرائيل امروزه از چنين قدرتي برخوردارند . بدون ترديد اين گردن کشي از يک سو و اين سستي و ضعف رژيم هاي عربي و اسلامي از سوي ديگر ، به همان اندازه که نشانه خطر است ، در عين حال فال نيک نيز در بر دارد . فال نيک از اين جهت که امروزه يهوديان بطور شبه مطلق ، خواسته هايشان را بر امت ما تحميل مي کنند ، همچنين اغلب رژيم ها و احزاب ما به نحوي از اسرائيل شکت خورده روز به روز از هم پاشيده مي شوند که اين امر نويد بخش و هموار کننده راه جايگزين اسلامي است .

اي برادران ! مبلغان ! مجاهدان ... امروزه مسئله فلسطين از طرفي با مسئله يهود –در کليت آن- در ارتباط است . کالبد اسلامي و کالبد جهاني امروزه بيمار است . به هر سو بنگريم تجزيه را مي بينيم که علت اصلي زايش طرح صيهونيستي است . لذا با اين رژيم هاي پوسيده اي که آن ها را حکومت مي ناميم و پرچم هاي آن ها را برمي افزازيم –و شايد در مقبل آن ها با کرنش و تعظيم وسر بر زمين بساييم-  با اين رژيم ها که نشانه ضعف و مايه سرافکندگي ما هستند ، نمي توان از آزادسازي فلسطين سخن به ميان آورد . چگونه مي توانيم با رژيم هاي سرکوب گر و انساني در هم کوفته و از هم پاشيده با اين غول بي شاخ و دم  که تجسم واقعي يهودي گري است ، به مقابله برخيزيم ؟!

چگونه  مي توانيم بدون آزاد سازي «امت اسلامي» از آزادسازي فلسطين سخني به ميان آوريم ؟! بدين جهت امام راحل به مسئله مردم و حضور مردم در صحنه و بازگشت آگاهي مردمي بها مي داد ، به اين مسئله بسيار اهميت مي داد که اين امر از مسئله رويارويي با يهوديان جدا نبود ، زيرا ما با ارتش هاي کلاسيک  يا با رژيم هاي کنوني نمي توانيم به مقابله با يهوديان برخيزيم . جلوي يهوديان را نخواهيم گرفت مگر با امتي بسيج شده  که انسان در آن کرامت و ايمان و آگاهي خود را باز يافته و در ميهن خود «آزاد» باشد و بر حکومت خود نظارت داشته و در انديشه اش مستقل باشد ، کرامت و حقوق او مصون شده باشد .

امروزه ما با چه حقي و با چه توجيه حقوقي و يا فلسفي مي توانيم ادعا کنيم که مثلا ما مي توانيم نظامي بهتر از اسرائيل ايجاد کنيم ؟! واقعيت اين است که يهوديان در داخل اسرائيل از چنان حقوقي برخوردارند که هيچ شهروندي در هيچ کشور عربي در آن برخوردار نيست و تقريبا هيچ يک از اعضاي احزاب در کشورهاي عربي از آن برخوردار نيستند ، پس چگونه ما مي توانيم بر اساس سنت خداوند متعال نظامي را با نظامي بدتر از آن شکست بدهيم ؟ ، هرگز نظام اسرائيل را با نظام هاي کوچکتر از آن شکست نخواهيم داد زيرا اين نظام ها در آزادي و دموکراسي و حفظ کرامت انسان شهروند خود به پاي آن نمي رسند و گرنه سنت الهي تغيير ناپذير است «و لقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر ان الارض يرثها عبادي الصالحين» : و ما در زبور –پس از تورات- نوشته ايم که اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد .

يهوديان امروزه در روابط خود با يکديگر از مسلمانان پيشي گرفته اند ، پس چگونه در ذهن ما خطور مي کند که ما قادريم با احزابي ديکتاتور مآب و رژيم هاي خود کامه و اوضاعي نابسامان اسرائيل را از پاي در آوريم در حالي که شهروند اسرائيلي از چنان حقوق و کرامتي برخوردار است که تقريبا همه شهروند در جهان اسلام از آن محروم مي باشند ؟ چند پارلمان در جهان اسلام داريم که با کنيست اسرائيل که افراطيون دست راستي و افراطيون چپ گرا را در خود جاي داده ، شباهت داشته باشد ؟! کجايند پارلمان هاي ما در جهان اسلام ؟! امروز امت ما دچار کشتار و استبداد است ! پس نبايد خويشتن را فريب دهيم که با شهروندي در هم کوفته و با رژيم هايي خودکامه مي توانيم فلسطين را آزاد کنيم و حق خود را باز پس بگيريم .

آ ن نظامي که در روزگار اصحاب گرامي پيامبر و نظامي که پس از آن فلسطين را آزاد کرد به مراتب از نظام روميان پيشرفته تر بود در حاليکه رژيم ها و احزاب ، که امروز داعيه آزادسازي فلسطين را دارند ، همگي الگويي بدتر از الگوي اسرائيلي در روابط خود با شهروندان ارائه مي دهند . اکنون چه بايد کرد ؟ آيا بايد مسئله فلسطين را کنار گذارده و هرکس به دنبال پاکسازي محدوده اش برود ؟ پاکسازي فکري و پاکسازي گناهان و مبازره با استبداد در خانه اش ؟

ما در «تونس» درحاليکه از سرکوب رنج مي بريم و شهرونداني در جنبش ما شکنجه مي شوند . کشته مي شوند و حتي دولت عکس هاي آنان را به چاپ مي رساند و بر آن ها تحقير و شکنجه روا مي دارد و سپس جناره آن ها را دفن مي کند و بعد شکنجه و قتل را تکذيب مي کند ، چگونه مي توانيم در امر آزادسازي فلسطين شرکت کنيم ؟.

اکنون آيا اين بدان معناست که هر يک از ما فقط به اوضاع داخلي و اصلاح امور اقتصادي و سياسي خود بپردازيم ؟! چون مشکل اساسي اين است مسلماني که درکشورش آزاد نيست چگونه مي تواند اوضاع را تغيير دهد ؟

نه ! اين بدان معنا نيست که امروزه مسئله فلسطين را به حال خود واگذاريم و از برادران فلسطيني مان و از انتفاضه دست بکشيم و بگوييم بايد ساليان دراز منتظر بمانيم تا اينکه ما کشورهايمان را از استبداد پاکسازي کنيم و دمکراسي واقعي را که در آن انسان محترم شمرده شود برقرار سازيم ! هدف من اين است که بگوييم هيچ گونه شبهه اي نداشته باشيم که فلسطين هرگز آزاد  نخواهد شد مگر اين که ، مسلمانان الگويي پيشرفته تر از الگوي غربي –اسرائيل يک الگوي غربي است- ارائه دهيم . انسان در غرب نسبت به انسان در جهان اسلام از کرامت بيشتري برخوردار است . ما نمي توانيم با اين اوضاع از هم پاشيده از مبارزه با آمريکا و يهوديان و غرب سخن بگوييم .

منظور من اين نيست که از مسئله فلسطين دست بکشيم ، اينک آشکار روشن شده است که وجود يهود در قلب ما تجسم عيني بيماري هاي ماست نمي توانيم بيماي قلب را درمان کنيم مگر اينکه بر اختاپوس صيهونيستي ضربه وارد کنيم . چه صيهونيسم يک اختاپوس در سراسر جهان است . اسرائيل يک سازمان عمده براي گسترش استبداد در جهان است .

 آن گاه که با عقب ماندگي و تجزيه  فساد اخلاق و وارفتگي مي ستيزيم بايستي اين امر در ارتباط تنگاتنگ با مسئله فلسطين و مقاومت با اختاپوس يهودي باشد که عامل تباهي و فساد و توزيع مواد مخدر در ميان تمامي امت اسلامي است . به هر حال اين آگاهي بسيار ضروريست ،  و تا مسئله حکومت ، مسئله مشروعيت را حل نکنيم اگر روابط انساني از خانواده و مدرسه گرفته تا اداره و دولت را از خودکامگي پاک نکنيم و نظام شورا و دموکراسي را –در عمل نه در حرف- پي ريزي نکنيم ، اميدي به آزادسازي فسطين نيست اگر کرامت و آزادي شهروندان تحقق نيابد حضور مردم غير ممکن خواهد بود و چنان چه حضور مردمي هماهنگ و سازمان يافته اي در بين نباشد آزادي فلسطين نيز در بين نخواهد بود . مثلا در دوران ناصريسم يک حضور مردمي بسيار گسترده ديده مي شود ، ولي اين حضور احساساتي و عاطفي و از اصالت فکري و نظم سازماني بي بهره بود . نهاد هاي دموکراتيک که ملت از خلال آن خواسته اش را مطرح سازد و بتواند بر حکومت فشار آورد و بر آن مسلط باشد ، موجود نبود . بنابراين ، اي برادران ، من هنگام که حضور مردمي را در يکي از کشورهاي اسلامي مي بينم ، به همان اندازه که خوشحال مي شوم ، در انگيزه هاي آن ، مادامي که به مسئله شورا ، مسئله دموکراسي بها داده نشده و ارگانهايي براي دفاع از کرامت انسان بوجود نيامده باشد ، دچار شک و ترديد مي شوم .

در انقلاب الجزاير يک ميليون و نيم شهيد شدند ، اما پس از آن ديديم که غرب آن چه از انديشه و فرهنگ و شيوه حکومت در الجزاير از دست داده بود ، باز پس گرفت . آيا ما تا ابد بايد درد و رنج بکشيم ، مي بينيم انقلاب هايي که هنوز يکي دو دهه از عمر آن نگذشته غرب توانسته است آن چه از کف داده باز پس بگيرد چرا اين همه حضور مردمي و خون ميليون ها شهيد از دست مي روند ؟ زيرا اغلب حرکت ها و انقلاب هاي ما احساساتي و عاطفي است و از اصالت فکري و تشکيل و سازماندهي برخوردار نيست زيرا نهادهايي براي حمايت انسان و نظارت بر دولت و رام کردن آن و مسلط کردن مردم بر آن موجود نيست . دوست داشتم که بيش از اين در اين باره صحبت کنم ولي گويا مدت سخن من به پايان نزديک مي شود ! لذا سخنم را به پايان مي برم و مي گويم : در راه آزادسازي فلسطين بايستي آگاهي ، کرامت ، آزادي ، وحدت و عدالت را باز پس گيريم در حالي که چشم هايمان به فلسطين مي نگرد ، در تمامي اين جبهه ها نبرد و مقاومت مي کنيم . وجود اسرائيل از يک سو مايه اندوه است و از سويي ديگر مفيد است تا آن جا که شايد بتوان گفت اگر اسرائيل نبود ، بايستي آن را ايجاد مي کرديم تا به پهلوي ما مهميز بزند ، تا عاملي برانگيزنده بري دفاع از کرامت و دين نزد ملتهايمان باشد !

وجود صيهونيسم براي داشتن همت بلند و تشويق ما به قيام و وحدت ضروريست ، اين يک ذره بين ! براي کشف ييماري ماست مادامي که ميکروب اسرائيل و خنجر اسرائيلي در قلب است هيچ کس و هيچ دولت و هيچ پارلماني و هيچ موسسه اي حق ندارد ، به چيزي افتخار کند .

بنابراين يک پارامتر براي پيشرفت ما وجود دارد هر قدر که فلسطين را آزاد کنيم به همان اندازه به سوي وحدت ، قيام و کرامت به پيش خواهيم رفت و به همان اندازه که به کرامت ، آزادي ودموکراسي دست يابيم به فلسطين نزديک مي شويم . بدين ترتيب مي توانيم به سنگر نشينان خط مقدم جبهه نبرد عليه صيهونيسم بگوييم که يهوديت اختاپوسي است که در سرتاسر جهان گسترده است ، لذا بايستي نبرد عليه يهوديان نه به عنوان تاکتيک بلکه به عنوان يک استراتژي ادامه يابد و با يهوديان به عنوان  عنصر فساد انگير و شرارت زا در تمدن ، خانواده  ، دين و اخلاق مبارزه کنيم و بايستي نبرد ما در سطح جهان ، زمينه هاي فکري ، اقتصادي و سياسي را در برگيرد ، بايستي از سنگر نشينان خط مقدم جبهه باشيم .

اي سنگر نشينان خط اول جبهه ! ما به سوي شما رهسپاريم و عهد مي بنديم که روابطمان با جهان را ازخلال مسئله فلسطين پي افکنيم . بايستي مسئله فلسطين را در زندگي و آموزش کودکانمان عمق ببخشيم ، بايستي با هرگونه امتياز دهي مخالفت ورزيم ، زيرا هرگونه سازش با يهوديان و يا غرب در چارچوب پايبندي هاي يکجانبه که به سود آنهاست ، چيزي جز تثبيت شکست براي ما به ارمغان نخواهد آورد . نه مذاکره نه سازش ! فقط جهاد ! که به واسطه آن مي توانيم موازنه نيروها را در جهان به نفع خود تعديل کنيم .

هرگونه سخن از مذاکره و گفتگو خيانت است و هرگونه ادعاي آزادسازي ، بيهوده است و تا رستاخيزي اسلامي براي آزادسازي فلسطين بوجود نياوريم که تمامي  امت واحزاب  و کشورها و هر آن که داعيه دفاع از فلسطين را دارد در آن سهيم شود ، پيروز نخواهيم شد .

بايد همه امت اسلامي در امر آزادسازي فلسطين فعالانه شرکت کند و غير از اين راه ديگري نيست .

والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته

 

 

 

 

 

***

برگرفته از : کتاب «مسئله فلسطين و ماهيت طرح صيهونيسم» - مقالات و سخنرانيهاي : « استاد راشد الغنوشي » (رهبر حرکت اسلامي تونس)

 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ